برای برادری که با او نزیستم

این نوشته حال شما را خوب نخواهد کرد. برای عزیزترینی است که از دستش داده ام.

 

سلام رفیق جان، رفیقی که دیگر نیستی. بعد از تو دیگر به هیچ کس نگفته ام رفیق. بعد از تو حرفهای زیادی دارم و رفیقی که ندارم.

تقویم و سال می‌گویند تو دیرتر از ما آمدی و اگر به حساب بود باید از ما دیرتر می رفتی. چه معادله ی احمقانه ای. تو این حسابها را برهم زدی. زود رفتی برادر جان

جایت را هنوز تجربه نکرده ام اما می‌دانم سرد است. امیدوارم آنجا آرام باشی برخلاف اینجا که هراس‌های دنیا  و رنجها و آدمهایش نا آرامت کرده بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نسرین سجادی

درمورد ناگفته ها

"نشر هر مطلبی تجاوز خود خواسته به حریم شخصیمان است."   مک لوهان

از صفحه اینستاگرام معلم محمدرضا شعبانعلی

 

بعضی آدمها، فیلمها، نوشته ها و حرفهایی هستند که دوست داریم فقط برای خودمان باشد و درمورد آنها با هیچکس سخن نگوییم. چه آنها از عمیقترین احساسات و افکار ما ناشی می شوند و ممکن است برای فهمیدن و درک کردن آنها تاوان زیادی داده باشیم.

احساس میکنم به اشتراک گذاری آنها با دیگران نه تنها آرامش جادویی آنها را برایمان کم میکند بلکه تقسیم دردناک خود آن آدم یا آن موضوع هم هست، مخصوصا اگر به دست آدم غیر برسد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نسرین سجادی

برداشت متفاوت ما از رویدادهای یکسان

 

 

حدود دو ماه پیش، من و خواهرم، پله های درمانگاه بیمارستان را که رو به محوطه ی بیمارستان بود، همزمان داشتیم پایین می آمدیم. زن و مردی جوان و یک کودک روبروی پله ها و در پیاده رو، روی زیراندازی دراز کشیده بودند. پیش خودم گفتم چقدر مردم بیچاره اند. بیمارِ بستری شده دارند و جا هم برای خوابیدن ندارند. خواهرم اما با صدای بلند فکرش را گفت. گفت "اینا رو ببین خوش بحالشون توی هوای آزاد میخوان بخوابن." فکر کردم چقدر نگاه آدمها، میتواند به یک موضوع فرق داشته باشد. خواهرم خوش بینانه فکر کرده بود و مثل من نگاه بدبینانه ای نداشت.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نسرین سجادی

درباره توجه

الان سوم آذر ماه است. احساس میکنم به کشفهای جدیدی رسیده ام، البته فقط یک احساس است. نمیدانم اصلا درست است یا نه، بیهوده است یا نه. یا اینکه صرفا حاصل خیالپردازیها و برداشت اشتباه من.

ذهنم درگیر کتاب "دروغگویی روی مبل" اروین د. یالوم است. شصت صفحه از این کتاب آموزنده ای که از طرف دوست عزیزی قرض فرستاده شده، مانده. و فیلم جنگجوی درون که پنجاه دقیقه از دومین بار دیدن این فیلم هم باقی مانده.

به این کشف رسیده ام که آدمها عموما (نه همیشه و نه هر آدمی) بعضی کارهایشان را به خاطر نیاز به توجه انجام میدهند. یعنی به من توجه کنید، من باید دیده شوم. من اینجا مینویسم برای اینکه نیازمند توجه هستم. نیازمند دیده شدن. من رتبه برتر میشوم برای اینکه بگویم من را ببینید، این منم. 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نسرین سجادی

ری را

فیلم Run Lola Run را که می دیدم یاد شعر "دیر آمدی ری را" افتادم.

"دیر آمدی ری را، باد آمد و همه ی رویاها را با خود برد" از محمدعلی بهمنی است. نمی دانم فقط همین است یا شعرِ طولانی تری است. در نت چیزی پیدا نکردم. (احساس میکنم چه قدر بی احساس در موردش توضیح داده ام.)

در همین گشت و گذارهایم، شعری با عنوان ری را از نیما یوشیج پیدا کردم؛

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نسرین سجادی

درباره فیلم Lola Rennt

 

 

سالها پیش، فیلمی دیدم که در مورد آینده بود، آینده به معنی چند روز بعد. (اسم فیلم یادم نیست.) برایم بسیار جذاب بود و ماجرای هیجان انگیزی داشت. در پایان فیلم متوجه می شدیم همه ی آن صحنه های مهیج و ماجراهای عجیب و دلهره آور در واقع اتفاق نیفتاده بود و فیلم دوباره به نقطه ی شروع بر می گشت. یک حس تحسین نسبت به سازندگان چنین فیلم متفاوتی داشتم و خوشحال بودم که شخصیتهای فیلم سالم و زنده اند و به زندگی عادی خود بازگشته اند. شبیه همین حس را برای فیلم آلمانی Run Lola Run داشتم. داود شاکری عزیز آن را معرفی کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نسرین سجادی

English quotes-Audrey Hepburn

ONE: I believe in pink. I believe that laughing is the best calorie burner. I believe in kissing, kissing a lot. I believe in being strong when everything seems to be going wrong. I believe that happy girls are  the prettiest girls. I believe that tomorrow is another day and I believe in miracles

miracle: an act or event that does not follow the laws of nature and is believed to be caused by God

A lucky thing that happens that you did not expect or think was possible

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نسرین سجادی

مسئله نارضایتی آدمها

پیش نوشت: این پست چیزی شبیه نق زدن است. اصلا نمیدانم چقدر بی ربط و با ربط نوشته ام. نوشتم تا مغزم سبک شود از این مسئله.

کمال طلبی از آن ویژگیهایی است که ممکن است فکر و زندگی انسان را فلج کند. انسان گاهی آنقدر در یک ایستگاه می ماند و منتظر بهترین ابزار سواره است که گاهی از دیگرانی که حتی ابزارهای کم سرعتی دارند، جا میماند. اما او هنوز منتظر بهترین وسیله است. او نمیداند یا نمیخواهد قبول کند بیشتر از آنچه بهترین وسیله مهم باشد، حرکت کردن و متوقف نشدن به مدت طولانی، مهم است.

ما خیلی وقتها نمیتوانیم بهترین آدم، بهترین وسیله، بهترین موضوع یا هر چیز کامل دیگری را داشته باشیم. چون ما در خیلی از موارد نمیتوانیم بهترین باشیم. ما انسان کامل و بدون نقصی نیستیم که اگر بودیم دیگر موجودی به نام انسان نبودیم و احتمالا فرشته ای بدون اراده که به اجبار بهترین شده و بهترین و کاملترین ویژگیها را دارد.

ما انسانیم. خطا کردن جزئی از ویژگی خلقت ماست. اصلا انسان با خطا و لغزش است که یاد میگیرد.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نسرین سجادی

پرسشهایی اشتباه و پاسخهایی که رضایت بخش نیستند


 

پیش نوشت: این نوشته را بیشتر خطاب به خودم نوشته ام، نمیدانم تا چه حد درست است. استدلال محکمی هم برای آنها ندارم. تلاشی بود برای درک بهتر احساسات خود.

 

انسان در طول زمان پرسشهای زیادی در مواجهه با خود، طبیعت و دیگران، داشته و دارد. اما بعضی از ما سوالهایی اشتباه می پرسیم. سوالهایی که انتظار پاسخی درست و خوشایند و مطابق با میل خود داریم و انتظاراتی باور نکردنی از پاسخ دیگران. سوالهایی مانند آیا کسی بعد از مرگمان به یاد ما خواهد بود؟ آیا فردی که دوستش داریم، تا ابد به ما وفادار خواهد بود یا مدتی بعد از مرگمان، ما را فراموش کرده و به سراغ شخص دیگری میرود؟ آیا نظر و عقیده ی من، دیگری را ناراحت نمیکند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نسرین سجادی

انتخابهای دیروز، خاطره های امروز

پیش نوشت: در نوشتن این پست شک داشتم اما سه بهانه باعث شد آن را سرانجام بنویسم و منتشر کنم. اولی پست " روزهای بی احساس وبلاگ نویسی" محمد صادق اسلمی بود و دومی به بهانه هشتم نوامبر، روز جهانی رادیولوژی و سومی چون تلاش میکنم روزی حداقل پانصد کلمه بنویسم.

 

دانشی در مورد رشته ی رادیولوژی نداشتم، فقط میدانستم نوعی تصویربرداری است و کارش با اشعه ی ایکس! تا هجده سالگی ام هم تا آنجایی که یادم می آید هیچ وقت به بخش رادیولوژی مراجعه نکرده بودم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نسرین سجادی